تبليغاتX
پارسا تودی Parsa today
پارسا تودی Parsa today

وبلاگ مخصوص کودکان (علمي ، هنري ، عکس)
 
 
پارسا نجفي پور

من پارسا نجفي پور هستم متولد سال 1379 و دوست دارم يک وبلاگ براي بچه هاي گل ايراني درست کنم.
fnp.fnp@gmail.com

 

موضوعات

نقاشي و عکس

خبري

قصه و شعر

علمي

 

پیوند ها

بزرگترين سايت علمي کشور

مرجع کامل علوم جهان

آموزش هاي پيشرفته علوم آب

آموزش متنوع علوم کشاورزي

مطالب پربار پزشکي

آموزش گام به گام کامپيوتر

بزرگترين مرجع مذهبي

تمامي علوم گياه و گياه پزشکي

بهترين فيلم هاي روز جهان

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

کوچکترین مخترع استان خوزستان

دانلود قصه هاي زيبا از کتاب " من و بابام "

کد هاي جاوا

عکس هاي من در مسافرتهام

چهارشنبه سوري

نقاشي

راپونزل و موهاي جادويي

 

داستان دانه هاي خوش شانس

 

 

سالها پيش، كشاورزي، يك كيسه ي بزرگ بذر را براي فروش به شهر مي برد.

 

 

 

 

 

ناگهان چرخ گاري به يك سنگ بزرگ برخورد كرد

 

 

 

 

 

 

 

و يكي از دانه هاي توي كيسه روي زمين خشك و گرم افتاد.

 

 

 

 

 

 

دانه ترسيد و پيش خودش گفت: من فقط  زير خاك در امان هستم.

گاوي كه از آنجا عبور مي كرد پايش را روي دانه گذاشت و آن را به داخل خاك فرو برد.

 

 

 

 

 

 

دانه گفت: من تشنه هستم، من به كمي آب براي رشد و بزرگ شدن احتياج دارم. كم كم باران شروع به باريدن كرد.

 

 

 

 

 

 

 

صبح روز بعد دانه يك جوانه كوچولوي سبز درآورد. جوانه تمام روز زير نور خورشيد نشست و قدش بلند و بلندتر شد.

 

 

 

 

 

 

روز بعد اولين برگش درآمد. اين برگ كمك كرد تا نور خورشيد بيشتري را بگيرد و بزرگتر شود.

 

 

 

يك روز غروب، پرنده اي گرسنه خواست آن را بخورد . اما ريشه هاي دانه آن را محكم در خاك نگه داشتند.

 

 

 

 

 

سالها گذشت و دانه آب باران زيادي خورد و مدتهاي زيادي در زير نور خورشيد نشست تا اينكه در ابتدا تبديل به يك درخت كوچك شد و بعد به درخت بزرگي تبديل شد.

 

 

 

 

 

حالا وقتي شما به كوه و دشت مي رويد. درخت قوي و بزرگي را مي بينيد كه  خودش دانه هاي بسياري دارد.

پنجشنبه ششم دی 1386 |