تبليغاتX
پارسا تودی Parsa today
پارسا تودی Parsa today

وبلاگ مخصوص کودکان (علمي ، هنري ، عکس)
 
 
پارسا نجفي پور

من پارسا نجفي پور هستم متولد سال 1379 و دوست دارم يک وبلاگ براي بچه هاي گل ايراني درست کنم.
fnp.fnp@gmail.com

 

موضوعات

نقاشي و عکس

خبري

قصه و شعر

علمي

 

پیوند ها

بزرگترين سايت علمي کشور

مرجع کامل علوم جهان

آموزش هاي پيشرفته علوم آب

آموزش متنوع علوم کشاورزي

مطالب پربار پزشکي

آموزش گام به گام کامپيوتر

بزرگترين مرجع مذهبي

تمامي علوم گياه و گياه پزشکي

بهترين فيلم هاي روز جهان

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

کوچکترین مخترع استان خوزستان

دانلود قصه هاي زيبا از کتاب " من و بابام "

کد هاي جاوا

عکس هاي من در مسافرتهام

چهارشنبه سوري

نقاشي

راپونزل و موهاي جادويي

 

داستان زيباي در جستجوي دايناسور

در جستجوي دايناسور    

 

 

تولد سارا بود و او يك بازي جديد كامپيوتري بنام جستجوي دايناسور

 را هديه گرفته است.

سارا به خودش گفت: اين خيلي عالي است، اين همان چيزي است كه مي خواستم.

 

 

 

 

سارا  تصميم گرفت، بازي جديدش را امتحان كند.او كامپيوتر را روشن كرد و سي دي را داخل آن گذاشت و به صفحه مانيتور نگاه كرد. علامت عجيبي روي صفحه ظاهر شد.

 

 

 

 

سارا روي آن علامت كليك كرد و يكدفعه اتفاق عجيبي افتاد. نورررررررر

 

 

 

 

 

سارا پرسيد: من كجا هستم؟

پسركي كه كنارش ايستاده بود، گفت: توي بازي جستجوي دايناسور هستي. ما بايد استخوانهاي قديمي دايناسور را پيدا كنيم.

 

 

 

 

سارا يك استخوان طلائي كه در زير بوته ها پنهان بود را برداشت و گفت: يكي اينجاست.

پسرك فرياد زد: واي، نه. تو نبايد استخوانهاي طلائي را برمي داشتي، حالا بايد مواظب دايناسور باشيم.

 

 

 

ناگهان آنها صدائي را از پشت سرشان شنيدند و زمين زير پايشان به لرزه در آمد. صداي نعره دايناسور آمد.

سارا و پسرك دويدند اما دايناسور نزديكتر مي شد. آنها پشت يك بوته پنهان شدند.

سارا پرسيد اگر دايناسور ما را بگيرد چه مي شود. پسرك گفت: بايد  بازي را از اول شروع كنيم

 

 

 

 

 

سارا فرياد زد، نگاه كن ، دايناسور اينجاست. ناگهان او دوباره همان علامت عجيب را كه قبلا روي كامپيوترش بود، را ديد. آنرا لمس كرد و دوباره....

 

 

 

 

نورررررررر

 

 

 

 

سارا در خانه اش، كنار كامپيوتر نشسته بود.او به بازي نگاه كرد و گفت: باي باي دايناسور، شايد من بازي ديگري بكنم.

پنجشنبه ششم دی 1386 |